من با نور می نویسم (استورارو)
آن همه ناز و تنعم که خزان می فرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
ذهنیت او هر چه باشد, قطعن نه تنها با واقعیت تطابق نخواهد داشت بلکه کاملن مغایر با آن خواهد بود.
به هیچ یک از معایب و محاسن!! احتمالی جشنواره کاری ندارم مگر یک مورد: کیفیت نمایش فیلم های کوتاه و مستند.
به نظر می رسد بخش فیلم های کوتاه تنها به خاطر خالی نبودن عریضه در جشنواره حضور دارد (مثل مرحوم جشنواره فیلم های اجتماعی آبادان)
فکرش را بکنید; بخشی از تصویر را باید بر روی سقف سینما ببینید و زیرنویس ها را هم روی صندلی های جلو!!
رنگ و نور را هم که باید بی خیال شوید.انگار که یک نفر با یک ظرف بزرگ ماست نشسته و یک لحظه لنز ویدیو پروژکتور را بدون ماست نمی گذارد.
وضعیت آن قدر فجیع است که ترجیح دادم برای دیدن کار خودم به سینما نروم چون تحمل دیدن بلا هائی که بر سر فیلم آمده را نداشتم.
نمایش فیلم یکی از دوستان هم ۲ بار قطع شد.باید بودید و می دیدید که چه بر سر کارگردان بیچاره آمد.
طفلک الهام در آستانه انفارکتوس قرار داشت.
آقایان بی خیال شوید.مگر مجبورید؟این بخش را حذف کنید.این جوری اقلن خیالمان راحت است.
و البته راه درست تر این است که فیلمسازان کوتاه جشنواره را تحریم کنند.جواب خواهد داد.
اغلب تعریفی که از عدسی ها ( یا همان لنزها ) ارائه می شود, تعریفی است بر اساس فاصله کانونی. مثلن در تعریف لنز نرمال می گویند:لنزی است که فاصله کانونی آن حدود 50 میلی متر باشد.این تعریف در برخی موارد درست است اما جامع نیست.در واقع ما با جمله فوق, یک لنز نرمال در قطع 35 میلی متری را تعریف کرده ایم.همه می دانیم که لنز 50 در یک قطع بزرگتر, نرمال محسوب نمی شود بلکه در محدوده لنزهای واید قرار می گیرد.زاویه دید تنها عاملی است که در لنز ها همیشه محدوده مشخصی دارد.به عنوان مثال زاویه دید لنز نرمال در هر قطع و فرمتی حدود 53 درجه (کمی بیشتر یا کمتر ) است.
در تعریف لنز بر اساس فاصله کانونی, باید اندازه قاب تصویر را هم لحاظ کرد.شاید تعریف درست تر و کامل تر لنز نرمال این باشد:لنزی که فاصله کانونی آن با قطر قاب تصویر دوربین, تقریبن برابر باشد.و به همین ترتیب فاصله کانونی لنز واید کمتر و فاصله کانونی لنز تله بیشتر از قطر قاب تصویر است.
امیدوارم دوستان با نظرات خود به تکمیل این بحث کمک کنند.
مگه فیلمنامه نویسای اونا چه معجزه ای می کنن که ما نمی تو نیم؟ مگه بازیگرای اونا از کدوم سیاره اومدن؟مگه ...؟؟؟
همین چند دقیقه پیش فیلم سارق ( آنتو نی مان ) رو دیدین؟
اگه ندیدین از من بپذیرین, و اگه دیدین که حتما تصدیق می کنین که ربطی به پیشرفت های تکنو لو ژیک نداره.
داره؟
و این همه نیست مگر به علت فقدان آموزش درست.صرف آشنائی سطحی با کلید های دوربین ویدیوئی ( که این روز ها به واسطه پیشرفت تکنولوژی کار کردن با آن ها از ریش تراش برقی هم ساده تر شده ) باعث شده که بسیاری خود را تصویر بردار بدانند.
تاکیدم بر WB به این خاطر بود که مقدمه ای شود برای بحث مفصل تر و فنی در آینده نزدیک در این مورد.
فیلمبردار مسئول مستقیم عینیت بخشیدن به ذهنیت کارگردان و نو یسنده است و این عینیت, اولین چیزی است که تماشاگر در مواجهه با اثر با آن برخورد می کند.بدون شک اصلی ترین ابزار فیلمبردار در این راه نور است. نوری که اولین و مهم ترین عنصر در فرایند دیدن است.و البته قرار است این جا بسیار فراتر از عاملیت دیدن و دیده شدن عمل کند. نور بر تلقی و برداشت بیننده از صحنه تاثیر می گذارد., با نور می توان فضاهای جدید خلق کرد, مفاهیم را دیگر گونه جلوه داد و ...
این جا محلی است برای یادداشت های سینمائی یک فیلمبردار/ تصویر بردار که زیبائی و افسون نور دغدغه همیشگی اوست.
امید که این وبلاگ تبدیل به پایگاهی برای تبادل نظرات و تجربیات اهل فن گردد.
تا چه قبول افتد و که در نظر آید.